عاشقانه ها

زیباترین اشعار و متن های عاشقانه

می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو

راز این اندوه بی آرام نتواند نهفت

می روی خاموش و می پیچد به گوش خسته ام

آنچه با من لرزش لب های بی تا ب تو گفت

**

چیست ای دلدار!...این اندوه بی آرام چیست

گز نگاهت می تراود نازدار و شرمگین ؟

آه می لرزد  دلم از ناله ی اندوهبار

کیست این بیمار در چشمت که میگرید حزین؟

**

چون خزان آرا گل مهتاب ،رویا رنگ و مست

می شکوفد در نگاهت راز عشقی نا شکیب

وز میان سایه های وحشی اندوه رنگ

خنده میریزد به چشمت آرزویی دل فریب

**

چون صفای آسمان در صبح نمناک بهار

میتراود از نگاهت گریه ی پنهان دوش

آری ای چشم گریز آهنگ سامان سوخته

بر چه گریان گشته بودی؟از من وامپوش!!!

**

بر چه گریان گشته بودی؟؟آه ای چشم سیاه!

از تپیدن باز می ماند دل خوش باورم

در گمان این که شاید ...شاید آن اشک نهان

بود در خلوت سرای سینه ات یاد آورم

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۱ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ توسط من نظرات ()

 

بیا نگارا،بیا در آغوش من

بزن ز می آتشم ،ببر دل و هوش من

ز زلف وا کن گره که مست و آشفته به

بریز این مشک را بریز بر دوش من

**

ازین کمند بلند به گردن من ببند

بکش به هر سو مرا چو شیر سر در گمند

به ناز بر من بناز ،به غمزه کارم بساز

به ناله ی من برقص به گریه ی من بخند!!!

**

بخند و گیسو ز ناز بریز بر شانه ها

سبک به هر سو بپر ،بپر چوو پروانه ها

به عشوه دامان خویش برون کش از دست من

مرا به دنبال خویش دوان چو پروانه ها!

**

ز عشوه ها تازه کن ،به سر جنون مرا

به ناله افکن دل چو ارغنون مرا

چو لب نهم بر لبت ،لبم به دندان بگیر

لبم به دندان بگیر بنوش خون مرا

**

گهی به قهرم بسوز چو شمع آتش پرست

گهی در اغوش من بپیچ چون مار مست

به بوسه ای زهر ناک از آن لبم کن هلاک

سرم سیاهی گرفت بمان که رفتم ز دست

**

بیا و بنشین بیا!گل خرامان من

سر گران از شراب بنه به دامان من

دمی در آغوش من بخواب شیرین،بخواب

پرید هوش از سرم مپرس سامان من

**

بریز پر کن بریز ز باده جام مرا

برآر امشب برآر به ننگ نام مرا

سپیده بر می دمد به ناله های خروس

شب سبک سایه رفت نداده کام مرا

**

ببوس آری ببوس لب مرا نوش کن

مرا بدین چشم و لب خراب و مدهوش کن

تو هم چو بردی ز دست مرا بدین چشم مست

برو ز نزدیک من مرا فراموش کن

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱۳ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط من نظرات ()

Saturday: روز جهانی ساطورسوالسوال


Morphine : باید بیشتر فین کنی

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود؟

وانت:اینترنت آزاد و بدون فیلتر

MissCall : دختر نا بالغ را گویند

Keyboard : چه کسی برنده شد؟

Already:گند زدی به همش!

نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده!

Freezer : حرف مفت

کته ماست : آن گربه مال ماست

مشروبات :روبات مشهد رفته!

چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد

کالسکه : هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد


مورچه خوار : خواهر مورچه...فحشی که موریانه ها بهم می دهند

سوغاتی:بسیار عصبانی

Superman : مرد بقال

!روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند

مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند

پسمانده : پ نه پ رفته!!!

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید!!

انبر : داروی برطرف کننده اسهال!

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

مناجات : انواع و اقسام مونا

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

جنسیتی : شهر ارواح !

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش 
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٠ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط من نظرات ()

اینقد فحش به عمه ندین ، اون دنیا باید جواب پس بدین


اصلا آیه  هم داریم که “عمه یتسائلون” یعنی در مورد عمه ها سوال میشه

نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٦ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط من نظرات ()

اگر وقت نمی کنید اخبار صدا و سیما را نگاه کنید زیاد ناراحت نباشید. خلاصه اخبار صدا و سیما به شرح ذیل است:

>عراق: ناامنی + بمب گذاری
>افغانستان: نارضایتی مردم از سربازان آمریکایی
>عربستان: توطئه
... >تونس، مصر، یمن: بیداری اسلامی
>اروپا: رکود + فقر + گرسنگی
>سوریه: حمایت قاطع مردم از بشار اسد
>آمریکا: خشونت + فلاکت + فساد
>ونزوئلا: رضایت مردم از هوگوچاوز
>ایران: بازهم شکوفایی + فن آوری + مانور جنگی

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٦ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط من نظرات ()

به حلقــــه اش نگـاه کرد ؛

به عکـــس دخترش که روی صفـحه گوشی بود...

به یک عمـــر زندگـی شرافتمـندانه...

امـــــا . . .

اندام دختر غــــریبه را بیشـــتر از همــه چیــــز پسـندید

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٦ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط من نظرات ()

 

از ریشه می کَنَند درخت بلند را

آن نخل بی شکوفه ی گیسو کمند را

مادر!صدا ،صدای عروسی ست گوش کن

دارند می بَرند همان قد بلند را

مادر! ببین زنان چه جسورانه بسته اند

برجای جای بوسه ی من دستبند را

مادر مراببخش که هنگام رفتن است

وقت است تا رهاکنم این قید و بند را


اینک وصیتی ست مرا:«روز مرگ من

آنان که تا کنار جسد می رسند را،

-تأکید کن بگو  که بخوانند جای «حمد»

این شعرهای ساده ی مردم پسند را»

جواد ضمیری

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٦ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ توسط من نظرات ()

شب آمد و چیره شد سیاهی

آرام گرفت مرغ و ماهی

تنها منم اشک بار و بیدار

ای شب تو ز جان من چه خواهی

**

بشکیب و منال ای شباهنگ

انده مفزا بر این دل تنگ

بگذار به درد خود بگریم

در خون دلم فرو مزن چنگ

**

ای ماه متاب بر من امشب

آتش به دلم میفکن امشب

چشمک مزن ای ستاره ،خاموش

خونم مفشان به دامن امشب

**

ای باد به کوی من چه پویی

آزار دل مرا چه جویی

زان دختر شوخ چشم طناز

با من سخنی دگر نگویی!

**

نزیک میا،خیال او دور!

دور از من دردمند مهجور!

بگریز ازین شکسته ی درد

بگذار مرا در این شب گور

**

آه ای شب تب گرفته پیش آی

و آغوش سیاه خویش بگشای

بفشار مرا به سینه ،بفشار

بربای مرا ز خویش بربای!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٤ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط من نظرات ()


Design By : Pichak